پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷ - تتبع سلطان حسینی

از من آواره در کویت فغانی مانده

بی نشانی رفته و از وی نشانی مانده

خان و مان در کوی تو درباختم بنگر کنون

خان و مان گم‌گشته و بی‌خانمانی مانده

گرچه مردم در سر کوی وفا اینهم بس است

طعنه گر بهر سگانت استخوانی مانده

ناسح افسانه فرهاد و مجنون شد دلم

زانکه در هر کوی از وی داستانی مانده

همرهان رفتند و من نالان به حال خویشتن

چون سگ گم گشته ای کز کاروانی مانده

مرهم وصل از قدح خواهم که در پیرانه سر

داغ هجرم در دل از عشق جوانی مانده

ساقیا هر می که پیمودی به فانی در نیافت

لطف فرما کین زمان رطل گرانی مانده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹ - مخترعای شب غم چند در هجران یارم می‌کشی
  2. شمارهٔ ۲۸۰ - تتبع خواجهباز در کوی مغان عاشق مستم جایی
  3. شمارهٔ ۲۸۱ - تتبع میراگر فرهاد و شیرین هر دو در دوران من بودی
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.