پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷ - مخترع

هست الف گفتیم آن بالا برید از ما سخن

پیش آن بدخوی نتوان گفت الف بالا سخن

یک سخن گوید ز وصلم با هزاران انتظار

گرچه ناید زو در آئین وصال الا سخن

مرده بودم یک سخن گفتی و جانم تازه شد

کی مسیحا اینچنین گفته‌ست روح افزا سخن

خوش نمی آید سخن از کس به گوشم در خمار

ساقیا دیگر مگو در گردش صهبا سخن

در سخن معنی و در معنی سخن گفتن خموش

پیش رندان تا به کی اظهار معنی در سخن

فانیا تنها به خلوت یک سخن دارم که یار

زانکه چون خلوت شود نبود مرا تنها سخن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹ - اختراعتو گشتی کج کلاه جمله شاهان
  2. شمارهٔ ۲۶۰ - تتبع مخدومرندی که پا برون نهد از دیر سرخوشان
  3. شمارهٔ ۲۶۱ - تتبع خواجه عصمتچو خاک راه توام ای تو شاه جرعه کشان
  4. شمارهٔ ۲۶۲ - تتبع خواجهصبح است فیض اگر طلبی ترک خواب کن
  5. شمارهٔ ۲۶۳ - مخترعکهنه سفال میکده کآئینه صفاست این
  6. شمارهٔ ۲۶۴ - تتبع خواجهآن گل که نوشد می با رقیبان
  7. شمارهٔ ۲۶۵ - تتبع میرای رند درد آشام جز دیر مغان مأوا مکن
  8. شمارهٔ ۲۶۶ - اختراعنیست در دیر مغان بدمست بی‌باکی چو من
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.