پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳ - مخترع

کهنه سفال میکده کآئینه صفاست این

پر می صاف اگر شود جام جهان نماست این

جام جم است اگر بود و آئینه سکندری

این چو بجای هر دو شد بین شرف کجاست این

من به فراق جان دهم او به وصال خلق جان

در ره عشق این چنین ظلم کجا رواست این

وصل نداشت مغتنم دل به فراق اسیر شد

هر که نگفت شکر آن عاقبتش سزاست این

من به بلای مهر او خاک ولیک هر دم او

گشته بلای دیگری وه چه عجب بلاست این

جان به بهای بوسه ای برد چو خواستم بگفت

روزی ادا بخواهمش کرد عجب اداست این

فانی اگر قدم زند شیخ مرو به ناز عجب

صومعه ای ریا مدان بادیه فناست این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵ - تتبع میرای رند درد آشام جز دیر مغان مأوا مکن
  2. شمارهٔ ۲۶۶ - اختراعنیست در دیر مغان بدمست بی‌باکی چو من
  3. شمارهٔ ۲۶۷ - در طور خواجهشب چو شکست توبه ام شوخ شرابخوار من
  4. شمارهٔ ۲۶۸ - تتبع خواجهمژده وصل میرسد در دل من قرار کو!؟
  5. شمارهٔ ۲۶۹ - تتبع خواجه حسنچون شده شرمنده روی آفتاب از روی تو
  6. شمارهٔ ۲۷۰ - تتبع میر وفاییهست رویت چون گل و خال لبت بالای او
  7. شمارهٔ ۲۷۱ - مخترعچو آتشی است لب لعل پر فسانه او
  8. شمارهٔ ۲۷۲ - تتبع خواجهای که گشتی سوی میخانه به رندان پیرو
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.