پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸ - تتبع خواجه

صبح تاب مه کزین عالی رواق افتاده بود

با مه خویشم صبوحی اتفاق افتاده بود

وه چه باشد هر کرا هرگز چنان صبحی دمد

کافتابم در صبوحی هموثاق افتاده بود

گاه چشمم بر رخش از عین حیرت مانده باز

گه سرم بر پایش از روی وفاق افتاده بود

از نشاط این چمن وصلی که ما را داد دست

در حریفان های و هوی طمطراق افتاده بود

نی غلط گفتم خیالست اینکه دیدست این مراد

چون فلک با نامرادان در نفاق افتاده بود

گر دل سوزانم از فرقت همیشه تیره ماند

کی سیاهی هرگز از داغ فراق افتاده بود

همچو داغ تازه فانی را ازان خورشیدروی

کوکب اقبالش اندر احتراق افتاده بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰ - تتبع خواجهدوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمد
  2. شمارهٔ ۱۸۱ - تتبع خواجهاقبال ره به کوی مغانم نمی‌دهد
  3. شمارهٔ ۱۸۲ - تتبع خواجهچند دل را غم و اندیشه دنیا ببرد
  4. شمارهٔ ۱۸۳ - تتبع خواجهصبح رندان صبوحی در میخانه زدند
  5. شمارهٔ ۱۸۴ - تتبع خواجهغزال زر ز فلک در مقام ما افتد
  6. شمارهٔ ۱۸۵ - تتبع مولانا کاتبیتا خرقه و سجاده ام افتد در می چند
  7. شمارهٔ ۱۸۶ - در طور خواجهخوش آن رندی که از دوران دلش چون زنگ غم گیرد
  8. شمارهٔ ۱۸۷ - مخترعنه از می لعل آن مه پیکر آلود
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.