پرش به محتوای اصلی
فلکی شروانی فلکی شروانی

قطعات

شمارهٔ ۱

جان را هوای روی تو بر جای جان نشست

مهر توام درون دل مهربان نشست

گنج روان توئی و بهر تار موی تو

مار شکنج بر سر گنج روان نشست

هر دل که از کنار تو برخاست یک زمان

جان داد و از میان جهان بر کران نشست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳ - خون سیاوشانگر نه به چشم مردمی سوی تو بنگرد فلک
  2. شمارهٔ ۴ - در توصیف بادهجز می صرف در جهان،چیست که از صروف او
  3. شمارهٔ ۵بودند بتان به پیش من خوار
  4. شمارهٔ ۶ما راست جهات سته یک کام
  5. شمارهٔ ۷ - از قطعه ایتا اثر جهان بود باد جهان به نام تو
  6. شمارهٔ ۸ - آغاز بداندیشی، فرجام گرفتاریشاهی که بدو نازد شاهی به جهانداری
  7. شمارهٔ ۹ - قطعهشاها همه شاهان را شاهی به هنرمندی
  8. شمارهٔ ۱۰ - مطایبهبادا همه ساله ذخرة الدین
همه‌ی قطعات ←

فلکی شروانی درباره‌ی فلکی شروانی

ابو النظام محمد فلکی شروانی (زاده تقریباً ۵۰۱ ه، درگذشته ۵۴۰ ه) شاعر پارسی‌گوی ایرانی از قرن ششم هجری است. وفات او به نقل تقی‌الدین کاشی در ۵۸۷ هجری قمری و به گفتهٔ بعضی در ۵۷۷ هجری قمری بوده‌است. نام او به روایت اکثر تذکره‌نویسان محمد و لقبش نجم‌الدین یا افصح‌الدین می‌باشد و «فلکی » از آن روی تخلص میکرد که در اوایل ع...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.