پرش به محتوای اصلی
فلکی شروانی فلکی شروانی

قطعات

شمارهٔ ۴ - در توصیف باده

جز می صرف در جهان،چیست که از صروف او

رأی طرب قوی شود، رایت غم نگون بود

روح در او سبک شود، چونکه از آن گران خورد

عقل ازو قوی شود، گرچه روان زبون بود

سرخ مئی که طعم او، طبع ستم رسیده را

هم مدد طرب دهد، هم سبب سکون بود

جام نه اختریست هان، نور به خوی بد دهد

باده نه گوهریست کآن، در خور طبع دون بود

خاصه به یاد خسروی، کز اثر جلال او

بدعت کفر کم شود، دولت دین فزون بود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶ما راست جهات سته یک کام
  2. شمارهٔ ۷ - از قطعه ایتا اثر جهان بود باد جهان به نام تو
  3. شمارهٔ ۸ - آغاز بداندیشی، فرجام گرفتاریشاهی که بدو نازد شاهی به جهانداری
  4. شمارهٔ ۹ - قطعهشاها همه شاهان را شاهی به هنرمندی
  5. شمارهٔ ۱۰ - مطایبهبادا همه ساله ذخرة الدین
همه‌ی قطعات ←

فلکی شروانی درباره‌ی فلکی شروانی

ابو النظام محمد فلکی شروانی (زاده تقریباً ۵۰۱ ه، درگذشته ۵۴۰ ه) شاعر پارسی‌گوی ایرانی از قرن ششم هجری است. وفات او به نقل تقی‌الدین کاشی در ۵۸۷ هجری قمری و به گفتهٔ بعضی در ۵۷۷ هجری قمری بوده‌است. نام او به روایت اکثر تذکره‌نویسان محمد و لقبش نجم‌الدین یا افصح‌الدین می‌باشد و «فلکی » از آن روی تخلص میکرد که در اوایل ع...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.