پرش به محتوای اصلی
فلکی شروانی فلکی شروانی

غزلیات

شمارهٔ ۱

هجر تو یکباره زبونم گرفت

درد تو ز اندازه برونم گرفت

آن ستمی کز تو کشیدم چه بود

آن غم دل بین که کنونم گرفت

هست غمت بر دل من تیر هجر

صعب زد و سخت زبونم گرفت

دوش خیال تو به خواب اندرون

دید که تیمار تو چونم گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳جانا به جز غم تو دلم را هوس مباد
  2. شمارهٔ ۴ناکرده وداع از بر دلدار شدم دور
  3. شمارهٔ ۵جانان نکند هرگز، هرگز نکند جانان
  4. شمارهٔ ۶بس کن از این روی نهان داشتن
  5. شمارهٔ ۷ - نقل از سفینه فرخای غمت برده شادمانی من
  6. شمارهٔ ۸آن عارض چون دو هفته ماهش بین
  7. شمارهٔ ۹دایم در انتظارم، بی خواب و بی قرارم
  8. شمارهٔ ۱۰عاجز شدن ای دوست ز ناز تو عجب نیست
همه‌ی غزلیات ←

فلکی شروانی درباره‌ی فلکی شروانی

ابو النظام محمد فلکی شروانی (زاده تقریباً ۵۰۱ ه، درگذشته ۵۴۰ ه) شاعر پارسی‌گوی ایرانی از قرن ششم هجری است. وفات او به نقل تقی‌الدین کاشی در ۵۸۷ هجری قمری و به گفتهٔ بعضی در ۵۷۷ هجری قمری بوده‌است. نام او به روایت اکثر تذکره‌نویسان محمد و لقبش نجم‌الدین یا افصح‌الدین می‌باشد و «فلکی » از آن روی تخلص میکرد که در اوایل ع...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.