پرش به محتوای اصلی
فلکی شروانی فلکی شروانی

غزلیات

شمارهٔ ۳

جانا به جز غم تو دلم را هوس مباد

جز تو کسم ز جور تو فریادرس مباد

هر جا که آیم و روم از ناز ساز وصل

جز لشکر فراق توام پیش و پس مباد

اکنون که نیست همدم دردم وصال تو

جز محنت فراق توام همنفس مباد

گفتی که تا ز نزد تو دورم چگونه‌ای

دور از تو آنچنان که منم هیچکس مباد

باری چو نیست روزی من بنده وصل تو

چونین که هست روزی هر خار و خس مباد

در شیوه فراق جز اندیشه غمت

از گردش فلک، فلکی را هوس مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵جانان نکند هرگز، هرگز نکند جانان
  2. شمارهٔ ۶بس کن از این روی نهان داشتن
  3. شمارهٔ ۷ - نقل از سفینه فرخای غمت برده شادمانی من
  4. شمارهٔ ۸آن عارض چون دو هفته ماهش بین
  5. شمارهٔ ۹دایم در انتظارم، بی خواب و بی قرارم
  6. شمارهٔ ۱۰عاجز شدن ای دوست ز ناز تو عجب نیست
همه‌ی غزلیات ←

فلکی شروانی درباره‌ی فلکی شروانی

ابو النظام محمد فلکی شروانی (زاده تقریباً ۵۰۱ ه، درگذشته ۵۴۰ ه) شاعر پارسی‌گوی ایرانی از قرن ششم هجری است. وفات او به نقل تقی‌الدین کاشی در ۵۸۷ هجری قمری و به گفتهٔ بعضی در ۵۷۷ هجری قمری بوده‌است. نام او به روایت اکثر تذکره‌نویسان محمد و لقبش نجم‌الدین یا افصح‌الدین می‌باشد و «فلکی » از آن روی تخلص میکرد که در اوایل ع...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.