پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

نوروزی نامه

بخش ۲ - مدح (موسم نوروزی و اثرات مصفای آن در عالم، خاصه در استانبول و تعریف منظره زیبای سحرگاهی مدا)

چو فردا روز نوروز است و نوروز جهان آید

رود این سال فرتوت و یکی سال جوان آید

از این خوابم چنین یابم که سالی خوش روان آید

که آن نامهربان یارم، به خوابم مهربان آید

اگرچه من حکیمم این سخن لَغوَم گمان آید

به نزد من زمان یکرنگ و یکسان است هر روزی

ولی امروز هست، آن روز تاریخی و دستانی

که عالم برکند، این رخت چرکین زمستانی

به جای آن به خود پوشد، حریر سبز بُستانی

به ویژه ای خوشا نوروز و این شهر کهستانی

صفای منظر دریا، ز وضع جنگلستانی

سخن این بُد که شب فارغ شد، از رخت‌سیه‌دوزی

سحر باز آفتاب آمد، به روز آورد دنیا را

مطلا ساخت کهسار و تلألؤ داد دریا را

زرافشان کرد دامان قبای سبز صحرا را

تو هم چون آفتاب آخر، برون آ، لحظه‌ای یارا

که با این آفتاب، عالم بتر از شب بود ما را

سزد تو آفتاب آیی و روز ما بیفروزی

ادامه‌ی نوروزی نامه

  1. بخش ۴ - بیان رسوم و عادات نوروزی ایرانیان در روزگار باستانبه مانند چنین روزی، به پیشین‌عهد در ایران
  2. بخش ۵ - تبریک عید متضمن ستایش اعلی حضرتان پادشاه عثمانی و ایران خلدالله ملکها و مدح نظام السلطنه مافیتو گر آیی و گر نایی، روم من خود به کار خود
  3. بخش ۶ - سخن در اتحاد و یگانگی ایرانیان و ترکان و پیروزی این دو ملت در سایه اتحاد و یگانگینگارینا! من آن خواهم که با توفیق یزدانی
  4. بخش ۷ - دفاع از نوروزی نامهندارم شکوه‌ای از عشق، در دل آتشی دارم
  5. بخش ۸ - گوهرشادایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد داد
همه‌ی نوروزی نامه ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.