پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

نوروزی نامه

بخش ۵ - تبریک عید متضمن ستایش اعلی حضرتان پادشاه عثمانی و ایران خلدالله ملکها و مدح نظام السلطنه مافی

تو گر آیی و گر نایی، روم من خود به کار خود

به حکم رسم نوروزی و مرسوم دیار خود

صراحی را نشانی، چون رفیقی در کنار خود

وز او دستور خواهم در قرار عشق یار خود

بدو این سال نو سازم، محول کار و بار خود

که خوش دارد مرا، این عشق با پاکی و پیروزی

نگارا! اولین گامی که بردارم، به هر راهم:

ترا گویم، ترا پویم، ترا جویم، ترا خواهم

همین امروز هم مدح تو می‌بایست و آنگاهم

ثنا شاهان ملک خویش و تو، در یک سخن با هم

یکی گو مدح من گوید که مداح دو درگاهم

غلام این دو درگه باد، دائم فتح و فیروزی

خوشا امروز روز ما که خوش شد، روزگار ما

چنین روز خوشی بنگر، چگونه کرد، کار ما

ز هر حیثی خوش اندر خوش، نموده کار و بار ما

تو در این شهر یار ما و این دو شهریار ما

خوشا بر شهریار ما و در این شهر یار ما

خوشا نوروزشان و روزشان خوش، در چنین روزی

نظام‌السلطنه، سرخط از این دو پادشه دارد

که این سان مرد و، مردانه سر از بهر کله دارد

خداوند این نگهدارنده ما را نگه دارد

گذشت آنگه که می‌گفتند: می خوردن گنه دارد

بزن جامی به جام من چه خوش ضویی قدح دارد

که بر ایران و ایرانی، مبارک عید نوروزی

ادامه‌ی نوروزی نامه

  1. بخش ۷ - دفاع از نوروزی نامهندارم شکوه‌ای از عشق، در دل آتشی دارم
  2. بخش ۸ - گوهرشادایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد داد
همه‌ی نوروزی نامه ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.