پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

فصل دهم

بخش ۱ - سر آغاز

عاشقان در کمین معشوقند

ساکنان زمین معشوقند

عاشقان را ز دوست نگزیرد

بلبل اندر هوای گل میرد

اندرین ره، اگر مقامی هست

هس ماوای عاشقان الست

چون که حسن آمد از عدم به وجود

عشق در نور او ملازم بود

جان، چو مامور شد به امر احد

منتظر یافت عشق بر سر حد

گر تو از عشق فارغی، باری

من ندارم به غیر ازین کاری

هست جانم چنان به عشق غریق

که ندارد گذر به هیچ طریق

ادامه‌ی فصل دهم

  1. بخش ۳ - مثنویعکس هر مویت، ای بت رعنا
  2. بخش ۴ - حکایتشیخ السلام امام غزالی
  3. بخش ۵ - غزلدل دیوانه باز بر در عشق
  4. بخش ۶ - مثنویاگر، ای آرزوی جان که تویی
  5. بخش ۷ - غزلسهل گفتی به ترک جان گفتن
  6. بخش ۸ - مثنویجز حدیث تو من نمی‌دانم
  7. بخش ۹ - حکایت ماضیهچون درآمد به شهر دوست فقیر
همه‌ی فصل دهم ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.