پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

فصل دهم

بخش ۵ - غزل

دل دیوانه باز بر در عشق

به دمی درکشید ساغر عشق

باز جانم به مهر دربند است

مهره گرد آمده به ششدر عشق

کرد بازم مشام جان خوشبو

نکهتی از بخور مجمر عشق

وه! که ناگه بسر برآید باز

دیگ سودای ما بر آذر عشق

نامهٔ دوست زیر پر دارد

در هوای دلم کبوتر عشق

حسن روی تو می‌رباید دل

ورنه دل را نبود خود سر عشق

گر عراقی بدی خریدارت

لایق وصل بود و در خور عشق

ادامه‌ی فصل دهم

  1. بخش ۷ - غزلسهل گفتی به ترک جان گفتن
  2. بخش ۸ - مثنویجز حدیث تو من نمی‌دانم
  3. بخش ۹ - حکایت ماضیهچون درآمد به شهر دوست فقیر
همه‌ی فصل دهم ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.