پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۲

خاک سر کوی آن بت مشکین خال

می‌بوسیدم شبی به امید وصال

پنهان ز رقیب آمد و در گوشم گفت:

می‌خور غم ما و خاک بر لب میمال

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۴ای جان و جهان، تو را ز جان می‌طلبم
  2. رباعی شمارهٔ ۹۵عمری است که در کوی خرابی رفتم
  3. رباعی شمارهٔ ۹۶ای یار رخ تو کرده هر دم شادم
  4. رباعی شمارهٔ ۹۷آن وصل تو باز، آرزو می‌کندم
  5. رباعی شمارهٔ ۹۸بی روی تو، ای دوست، به جان در خطرم
  6. رباعی شمارهٔ ۹۹دل نزد تو است، اگر چه دوری ز برم
  7. رباعی شمارهٔ ۱۰۰دل پیشکش نرگس مستت آرم
  8. رباعی شمارهٔ ۱۰۱امشب نظری به روی ساقی دارم
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.