پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۸۹

آمد به سر کوی تو مسکین درویش

با چشم پرآب و با دل پارهٔ ریش

بگذار که در پای تو اندازد سر

کو بی‌رخ خوب تو ندارد سر خویش

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۹۱حاشا! که کند دل به دگر جا منزل
  2. رباعی شمارهٔ ۹۲خاک سر کوی آن بت مشکین خال
  3. رباعی شمارهٔ ۹۳در کوی خرابات نه نو آمده‌ام
  4. رباعی شمارهٔ ۹۴ای جان و جهان، تو را ز جان می‌طلبم
  5. رباعی شمارهٔ ۹۵عمری است که در کوی خرابی رفتم
  6. رباعی شمارهٔ ۹۶ای یار رخ تو کرده هر دم شادم
  7. رباعی شمارهٔ ۹۷آن وصل تو باز، آرزو می‌کندم
  8. رباعی شمارهٔ ۹۸بی روی تو، ای دوست، به جان در خطرم
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.