پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - ایضاله

طرب، ای دل، که نوبهار آمد

از صبا بوی زلف یار آمد

هان نظاره که گل جمال نمود

هین تماشا که نوبهار آمد

در رخ او جمال یار ببین

که گل از یار، یادگار آمد

به تماشای باغ و بستان شو

که چمن، خُلدِ آشکار آمد

از صبا حال کوی یار بپرس

که سحرگاه از آن دیار آمد

بر در یار ما گذشت نسیم

زان گل‌افشان و مُشکبار آمد

تا صبا زان چمن گل‌افشان شد

چون من از ضعف، بی‌قرار آمد

دید چون عندلیب ضعف نسیم

به عیادت به مرغزار آمد

گل سوی فاخته اشارت کرد:

هین نوایی که وقت کار آمد

بلبل از شوقِ گل چنان نالید

که گل از وجد، جان‌سپار آمد

های و هوی فتاد در گلزار

نالهٔ عاشقانِ زار آمد

گل مگر جلوه می‌کند در باغ؟

کز چمن نالهٔ هزار آمد

زرفشان می‌کند گل صد برگ

کش صبا دوش در کنار آمد

گل زرافشان اگر کند چه عجب؟

کز شمالش بسی یسار آمد

گل زر افشانْد و ز ابر بر سر او

صد هزاران گهر نثار آمد

غنچه از بند او نشد آزاد

زان گرفتار زخم خار آمد

خار کز غنچه کیسه‌ای بر دوخت

می زنندش که مایه‌دار آمد

نیست آزاده‌ای مگر سوسن

که نه در بند کار و بار آمد

لاله را دل بسوخت بر نرگس

که نصیبش ز می، خمار آمد

ابر بگریست بر گل از پی آنک

زین جهان بر دلش غبار آمد

شد ز یاری جدا بنفشه مگر

که چنین وقت، سوکوار آمد

جامهٔ سوک بر بنفشه بَرید

زان مگر لاله دل‌فگار آمد

نقش رنگ چمن ز لطف بهار

نقش دیبای پرنگار آمد

خوش بهاری است، لیک آن کس را

کز لب یار، میگسار آمد

هان، عراقی، تو و نسیم بهار

کز صبا بوی زلف یار آمد

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح بهاء الدین زکریای ملتانیروشنان آینهٔ دل چو مصفا بینند
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - ایضالهیا نسیم خوش بهار وزید
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - ایضالهیا رب، این بوی خوش ز گلستان آید؟
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضالهفرستاد دریای فضل و هنر
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - ایضالهطاب روح النسیم بالاسحار
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - در نعت رسول اکرم (ص)راه باریک است و شب تاریک و مرکب لنگ و پیر
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - ایضالهحبذا صفهٔ سرای کمال
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وصف کعبهٔ معظمحبذا صفهٔ بهشت مثال
همه‌ی قصاید ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.