پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضاله

فرستاد دریای فضل و هنر

بدین خشک لب بحری از شعر تر

روان کرد جویی ز بحر روان

که دارد همی ز آب کوثر اثر

روانی لفظ روانبخش او

ببرد آبروی نسیم سحر

دل ناتوانم همانا بدید

فرستاد بهر دل من شکر

چو بر جانم از فضل زیور نیافت

بیاراست جانم به فضل درر

اگر دیدی اشعار جان پرورش

خضر آب حیوان نجستی دگر

اگر چه بسی مادر فضل زاد

به گیتی نیاورد زو به پسر

چو بر فضل صدگونه برهان نمود

به برهان شد اندر جهان نامور

فرستاد بحری که غواص طبع

برو بر نیارست کردن گذر

در آن بحر کو گشت غواص، من

چه به زانکه باشم ازو بر حذر؟

چو کشتی دانش نباشد مرا

نیفتم به نادانی اندر خطر

مسلم شد آن بحر آن را که او

شناسای بحر است و دانای بر

جهان هنر دایم‌آباد باد

از آن معدن فضل و کان هنر

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - در نعت رسول اکرم (ص)راه باریک است و شب تاریک و مرکب لنگ و پیر
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - ایضالهحبذا صفهٔ سرای کمال
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وصف کعبهٔ معظمحبذا صفهٔ بهشت مثال
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضالهدوش مانا شنید فریادم
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در نعت رسول اکرم (ص)شهبازم و شکار جهان نیست در خورم
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در مدح شیخ بهاء الدین زکریا ملتانیمی بیاور ساقیا، تا خویشتن را کم زنیم
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - ایضالههنوز باغ جهان را نبود نام و نشان
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - ایضالهقبلهٔ روی صوفیان بارگه صفای او
همه‌ی قصاید ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.