پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - ایضاله

قبلهٔ روی صوفیان بارگه صفای او

سرمهٔ چشم قدسیان خاک در سرای او

گوهر بحر اجتبا، مهر سپهر اصطفا

یافته نور انبیا روشنی از ضیای او

تافته حسن ایزدی از رخ خوب احمدی

خضر بقای سرمدی یافته از لقای او

برده ز مرسلان سبق خاتم انبیا به حق

طینت او ز نور حق طلعتش از بهای او

حضرت عزتش وطن خلوت او در انجمن

خاص و ندیم ذوالمنن هر دو جهان سرای او

چاکر درگهش جهان حاجبیش به انس و جان

عرش مجیدش آسمان ساحت قرب جای او

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در توحیدای جلالت فرش عزت جاودان انداخته
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - ایضالهمنم ز عشق سر از عرش برتر آورده
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - ایضالهای رخت مجمع جمال شده
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در مدح شیخ حمیدالدینکه برد از من بی‌دل بر جانان خبری؟
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - ایضالهدلا در بزم عشق یار، هان، تا جان برافشانی
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - ایضالهای باد برو، اگر توانی
همه‌ی قصاید ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.