پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان سوم

بخش ۷۵ - خطبه ی حضرت فاطمه علیه السلام در بیرون شهر کوفه

خدا و نبی را به پاکی سرود

یکی خطبه چونان که باید سرود

بسی مدح گفت از نیا و پدر

سپس گفت: ای مردم بد گهر

خداوند دانای راز نهان

پی آزمون آفرید این جهان

شما را به ما آزمایش نمود

برست آنکه ما را نیایش نمود

دگر آزمون خواست ما را که داد

به کف رشته ی کار آیین و داد

چو ما را پسندید در آزمون

به ما نیکویی کرد از حد فزون

همه دانش خویش ما را بداد

همه بینش خویش در ما نهاد

به آیین و دین ساخت ما را امین

بفرمود حجت به روی زمین

زحکمت به ما داد گنجی نهان

زبان های ما شد از آن ترجمان

به پیوند پیغمبر سرفراز

زخلق جهان دادمان امتیاز

نبد چون شما را ز ایمان فروغ

بخواندید احکام ما را دروغ

وز آن پس به ناورد ما تاختید

بکشتید ما را و نشناختید

گرفتید خون های ما را حلال

نمودند تن های ما پایمال

به تاراج بردید اموال ما

نبخشید یک تن بر احوال ما

نمودند ما را چو ترکان اسیر

کشیدید زی شهرها دستگیر

و ز این پیشتر نیز با مرتضی (ع)

که آیین او بود حسن القضا

درکین دیرینه کردید باز

بکشتید او را به وقت نماز

هنوز از دم تیغ های شما

چکد بر زمین خون مردان ما

از آن این ستم ها روا داشتید

که دردل زما کینه ها داشتید

کنون شادمانید و آسوده تن

که از ما کشیدید کین کهن

مباشید خرم نگردید شاد

که دادید دین خدا را به باد

به ما آگهی داده بد کردگار

که درپیش ما آید این سخت کار

برفتیم دانسته درکربلا

که بد جانمان تشنه بهر بلا

به جان شما مرگ گیرد شتاب

نشینید آماده بهر عذاب

که آید به سوی شما دم به دم

بپرسد خدا زین گنه بیش و کم

دراینجا خود از خود برآرید گرد

به دیگر سرا داغ یابید و درد

بلی، چون که دل ها یتان از گناه

بدی سخت و تیره چو سنگ سیاه

شما را زحق بسته شد چشم و گوش

بیامد هوس برخرد روی پوش

بیاراست اهریمن بد سرشت

به چشم شما اینچنین کار زشت

ز اولاد پیغمبر رهنما

چه خون ها که شد پایگیر شما

نخست از برادرش خون ریختند

وز آن پس به اولادش آویختند

نژاد رسول و بزرگان دین

سراسر برانداختند از زمین

درآن دم یکی زان بد اختر سپاه

که بودش دل از کین حیدر سیاه

ادامه‌ی خیابان سوم

  1. بخش ۷۷ - خطبه ی حضرت ام کلثوم علیه السلام و مخاطبه اش با کوفیانبمویید یک لخت و آنگاه گفت
  2. بخش ۷۸ - خطبه ی حضرت سیدالساجدین دربیرون شهر کوفهکه هان ای گروه ستمگر خموش
  3. بخش ۷۹ - درکیفیت ورود اسیران کربلا به شهر کوفه به روایت مسلم گچکار رحمه اللهبه ناگه برآمد زکوفه خروش
  4. بخش ۸۰ - حاضر نمودن ابن زیاد بد بنیاد اهل بیت پیغمبرنشست از بر تخت آن زشت کیش
  5. بخش ۸۱ - بی ادبی نمودن ابن زیاد بدچه دندان و لب؟ آنکه خیرالبشر
  6. بخش ۸۲ - زدن سر پر نورامام شهید (ع) را درکوفه برنیزهسرشاه را گفت آن نابکار
  7. بخش ۸۳ - گفتگوی عبدالله بن عفیف علیه الرحمه در مسجد کوفهچو ابلیس دون جا به منبر نمود
  8. بخش ۸۴ - نامه نوشتن ابن زیاد به شام و مدینهبه دست نوندی فرستاد تیز
همه‌ی خیابان سوم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.