پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان سوم

بخش ۶ - شنیدن سیدالساجدین استغاثه ی امام و سلطان دین را و عزم یاوری کردن

پناه جهان سیدالساجدین

امام چهارم شهنشاه دین

برون آمد از خیمه چون مه ز میغ

به دستی عصا و به دستیش تیغ

ز بیماری افتان و خیزان همی

به درد پدر اشکریزان همی

نوان می خرامید لبیک گوی

زبان شاه گوی و روان شاه جوی

چون آن شاه را ام کلثوم دید

سرآسیمه از خیمه بیرون دوید

بدو گفت: جانا کجا می روی؟

بدین ناتوانی چرا می روی؟

تو بیماری اندر تنت تاب نیست

بدو پاسخ آورد شاه و گریست

که ای عمه بنگر که در رزمگاه

بود یکتنه باب من بی سپاه

همی یار خواهد کسش یار نیست

یکی حق پرست و مددکار نیست

بهل تا روم جان فدایش کنم

سر خویش برخی به پایش کنم

پدر را پسر یار و غمخوار به

به پیکار دشمن مددکار به

جهاندار بی یار چون کار پور

نگه کرد آواز دادش زدور

که ای ناتوان زی حرم باز گرد

بدین بیکسان یار و دمساز گرد

تو بر تخت دین جانشین منی

جهانبان ز جان آفرین منی

زتو آل پیغمبر آید پدید

نشاید تو را زین زمین بر چمید

ایا ام کلثوم اخت بتول (ع)

ببرهمرهش زی حریم رسول (ص)

مهل تا شتابد به رزم سپاه

مهل تا شود نسل احمد (ع) تباه

که این ناتوان یادگار من است

خلیفه ز پروردگار من است

چه در مرز کوفه چه درشهر شام

بود یار آل رسول انام

شنید از برادر چو بانو سخن

سوی خرگهش برد با خویشتن

خداوند دین از بر دشمنان

بتابید زی خرگه خود عنان

ادامه‌ی خیابان سوم

  1. بخش ۸ - به میدان بردن امام حضرت علی اصغر را به طلب آب و شهادت آن جناببفرمود با زینب (ع) غمزده
  2. بخش ۹ - آمدن امام علیه السلام به خیمه گاه و وداع نمودن با اهل حرمز تیر بداندیش چون روزگار
  3. بخش ۱۰ - پوشیدن آن سرور ناس پیراهن کهنه در زیر لباس و به میدان رفتنشهنشه چو با دختر این زار گفت
  4. بخش ۱۱ - رفتن امام تشنه کام به جانب میدان و آمدن سکینه ی مظلو مه به وداع پدرچو شد دور لختی ز پرده سرای
  5. بخش ۱۲ - آمدن سید مظلوم به میدانسمند سرافراز پر باز کرد
  6. بخش ۱۳ - داستان بچه آهویی که صیادی به پیغمبر هدیه می دهدیکی روز پیغمبر سرفراز
  7. بخش ۱۴ - بیاد آوردن امام انام سواری خویش را بردوش پیغمبر برا ی اتمام حجتو دیگر به یثرب یکی روز نو
  8. بخش ۱۵ - بی حیایی شمر بیدادگر سبط پیغمبرمگر آنکه بیعت به دارای شام
همه‌ی خیابان سوم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.