پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان سوم

بخش ۵ - ندا فرمودن حضرت سید الشهدا، شهدا را و پاسخ ایشان

یکایک به اندوه بشمردشان

همی بر زبان نام ها بردشان

نخستین بگفت ای گزین پور عم

یل دشمن انداز و شیر دژم

سرافراز مردا سرا مسلما

نبرده سوار بنی هاشما

کجایی که بینی مرا بی سپاه

به گرد اندرم لشگری کینه خواه

برادر ابولفضل عباس راد

مه هاشمی میر حیدرنژاد

کجایی که آری به شمشیر دست

بدین بد سگالان در آری شکست

کجایی علی(ع) ای جوان پور من

فروغ جهان بین بی نور من

پدر را بیا یار و غمخوار باش

زنان حرم را پرستار باش

کجایی به خون خفته داماد من؟

شکیب دل و جان ناشاد من

بیا عم خود را به غم یار بین

به چنگال گرگان گرفتار بین

تو ای حر! جوان ریاحی نسب

الا ای سوار دلاور وهب

ایا مسلم عوسجه! ای حبیب!

تو عابس ایا پور راد شبیب

ایا پور نافع الا ای زهیر!

الا ای اسد! ای بریر! ای عمیر!

ایا نامداران شمشیر زن

که بودید نیروی بازوی من

چه شد آن همه عهد و پیمانتان؟

مگر سست شد بر من ایمانتان؟

گر اینسان گذشتید از یاری ام

کشیدید دست از مددکاری ام

حریم رسولند این بانوان

که هستند از بی کسی در فغان

الا ای دلیران پرخاشخور

از این خواب نوشین برآرید سر

حریم نبی (ص) را بدارید پاس

زآسیب این قوم حق ناشناس

چو شاه حجاز این نوا کردراست

تو گفتی مگر شور محشر بخاست

شهیدان که بد ماهشان در محاق

ز جور مخالف به دشت عراق

زبانگ حسینی به هوش آمدند

نشستند و اندر خروش آمدند

ز راه گلو پاسخ آراستند

ز شه اذن برخاستن خواستند

بگفتند: کای داور سرفراز

گرت هست بریاری ما نیاز

همه بهر این کار آماده ایم

اگر چند از این پیش جان داده ایم

شهنشه مرآن کشتگان را ستود

فرستاد بر جان هر یک درود

بگفت: ای شهیدان گلگون کفن

بمانید بر حالت خویشتن

من اینک روانم به سوی شما

همی سوزدم آرزوی شما

چو به جای خفتند یاران شاه

برآمد یک شیون ازخیمه گاه

ادامه‌ی خیابان سوم

  1. بخش ۷ - برگشتن امام به خیمه گاه و سپردن اسرار امامت را به پسر بیمار خودبیامد بر پور بیمار خویش
  2. بخش ۸ - به میدان بردن امام حضرت علی اصغر را به طلب آب و شهادت آن جناببفرمود با زینب (ع) غمزده
  3. بخش ۹ - آمدن امام علیه السلام به خیمه گاه و وداع نمودن با اهل حرمز تیر بداندیش چون روزگار
  4. بخش ۱۰ - پوشیدن آن سرور ناس پیراهن کهنه در زیر لباس و به میدان رفتنشهنشه چو با دختر این زار گفت
  5. بخش ۱۱ - رفتن امام تشنه کام به جانب میدان و آمدن سکینه ی مظلو مه به وداع پدرچو شد دور لختی ز پرده سرای
  6. بخش ۱۲ - آمدن سید مظلوم به میدانسمند سرافراز پر باز کرد
  7. بخش ۱۳ - داستان بچه آهویی که صیادی به پیغمبر هدیه می دهدیکی روز پیغمبر سرفراز
  8. بخش ۱۴ - بیاد آوردن امام انام سواری خویش را بردوش پیغمبر برا ی اتمام حجتو دیگر به یثرب یکی روز نو
همه‌ی خیابان سوم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.