پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

رباعیات

شمارهٔ ۶۲

از تاب جگر دوش روانم میسوخت

خون دل و مغز استخوانم میسوخت

میسوختم و اشک همی ریخت چو شمع

و آن اشکم ازان بود که جانم میسوخت

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶۴آن سرو سهی که جاش در چشم منست
  2. شمارهٔ ۶۵از کوی تو با دل حزین باید رفت
  3. شمارهٔ ۶۶انسبزه که گرد چشمه نوش تو خاست
  4. شمارهٔ ۶۷آن بت که حدیث دلبری قصه اوست
  5. شمارهٔ ۶۸آن زخم که بر چهره جانان منست
  6. شمارهٔ ۶۹ایمظهر الطاف لطیفیت خوشست
  7. شمارهٔ ۷۰ان روی چو افتاب در چشم منست
  8. شمارهٔ ۷۱ای سرور عهد هرکه شمشیر تو بست
همه‌ی رباعیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.