پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٨٢٢

جهد کردیم بسی تا دو سه روزی ز حیات

دم بر آریم بکام دل خود با یاری

عمر شد در سر این آرزو و دست نداد

آنکه آید بکفم تازه گل بی خاری

من تهیدستم و آزاده چو سرو از پی آن

ندهد سرو صفت شاخ امیدم باری

ای بسا یار که دارد ز پی کار جهان

هر که دارد خردی بنده ندارد باری

چون نصیحت گر من دید مه در رسته آن

من نه آنم که بدم گرم کنم بازاری

گفت ازین بهترک آخر غم کاری میخور

گفتم الحق چه توان گفت بگو غمخواری

ز آن شد آشفته چنین ابن یمین تا نبود

همچو اهل خردش بهر جهان تیماری

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٨٢۴چو روزگار بکام تو گشت و دولت یار
  2. شمارهٔ ٨٢۵چه خوش بودی ایدل درین دیر فانی
  3. شمارهٔ ٨٢۶چهار چیز بچار دگر بود محتاج
  4. شمارهٔ ٨٢٧چهار چیزست آئین مردم هنری
  5. شمارهٔ ٨٢٨چون رسد روزی به وقت خویشتن
  6. شمارهٔ ٨٢٩چنان زندگانی کن ای نیک رای
  7. شمارهٔ ٨٣٠خداوندا همیشه بود ما را
  8. شمارهٔ ٨٣١خسروا قدرت آن بینمت از لطف خدای
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.