پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٨٣١

خسروا قدرت آن بینمت از لطف خدای

که بکتان مدد از پرتو مهتاب دهی

بدل دشمن اگر خود بود از آهن و روی

چون بهیبت نگری لرزش سیماب دهی

مده از دست کنون فرصت امکان چو ترا

دست آن هست که داد دل احباب دهی

حسب حالم سخنی بس خوش و موجز یا دست

عرضه دارم اگرم رخصت اطناب دهی

وقت هر کار نگهدار که نافع نبود

نوشدارو که پس از مرگ بسهراب دهی

چون شود تشنه جگر زاتش حسرت برهان

خاکبیزی بسر از کوثرش ار آب دهی

تا ابد عمر تو خواهد بمراد ابن یمین

تا مراد دل او و دگر اصحاب دهی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٨٣٣خداوندا بحق آن کرامت
  2. شمارهٔ ٨٣۴دیده ام اکثر ممالک را
  3. شمارهٔ ٨٣۵دلا تفرج فردوس اگر همی طلبی
  4. شمارهٔ ٨٣۶در قصه شنیدیم کزین پیش بزرگی
  5. شمارهٔ ٨٣٧دلا پاس این یکسخن گوش دار
  6. شمارهٔ ٨٣٨دست اگر در دهان شیر کنی
  7. شمارهٔ ٨٣٩ز بهر خوشدلی خویش درون دنیا را
  8. شمارهٔ ٨۴٠ز مستی عشق ار خرد یار تست
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.