پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٩٠

حبذا شهر علائیه و شهرستانش

خرما نزهت باغ خوش و باغستانش

این نه شهریست بهشتیست پر از ناز و نعیم

خازنی نیست سزاوارتر از رضوانش

قهرمان وی اگر سوی فلک حکم کند

از پی کسب شرف ممتثل فرمانش

در زمان ترک فلک پای نهد اندر گل

همچو هندو بکشد ناوه بسر کیوانش

طاق قوس قزح ار چند بلندی دارد

هست چون خاک زمین پست بر ایوانش

چون به بنیانش نظر بر فکنی خود دانی

همت عالی بانی وی از بنیانش

کیست بانیش علاء دول و دین که بود

نآورد مثل بصد قرن و بصد دورانش

آنکه بر خط وی ار سر ننهد کاتب چرخ

شاه انجم ندهد راه سوی دیوانش

هر کرا بخت مساعد بود و دولت یار

کار دشوار برین گونه بود آسانش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٩٢دشمن خُرد را حقیر مدار
  2. شمارهٔ ۴٩٣دوش دیدم ماه را مانند پیکی تیز رو
  3. شمارهٔ ۴٩۴دوری در آمدست که راضی نمیشود
  4. شمارهٔ ۴٩۵در مجلسی که همدم آزادگان شوی
  5. شمارهٔ ۴٩۶روزی بخرد ابن یمین از غم دل گفت
  6. شمارهٔ ۴٩٧شب دراز بتاریکی ار نشینم به
  7. شمارهٔ ۴٩٨سخن بکری بود نوزاده فکر
  8. شمارهٔ ۴٩٩شهریار جهان طغایتمور
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.