پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٢١

دوش با خود نفسی مصلحت دنیا را

میزدم هندسه ئی در بدو در نیک امور

گاه میساختمی بر که و حوضی که در او

جز بکشتی نکند خیل خیالات عبور

گه بصحرای هوس از پی نظار گیان

باغها ساختمی متصل دور و قصور

گاهشان کردمی از حور چو فردوس برین

ز آنکه فردوس برین خوش نبود بی رخ حور

ناگهان گفت بگوش دل من هاتف غیب

کز جهان بیخبری بس که شدی مست غرور

رخت بر بند ازین خانه ظلمانی خاک

نور پاکی وطنت نیست بجز عالم نور

بود پیش از تو فراوان چه صدور و چه عظام

وین زمان نیست بجا غیر عظامی ز صدور

خانه ئی بر گذر سیل درین کهنه رباط

بچه کار آید ازو خانه خدا گشته نفور

خانه در عالم وحدت طلب ای ابن یمین

تا بار کانش ز دوران نرسد هیچ فتور

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٢٣در باب تواضع آنچه دانی
  2. شمارهٔ ۴٢۴روزی که فتوحی رسد از عالم غیبت
  3. شمارهٔ ۴٢۵زین همدمان فغان که همه مار ماهیند
  4. شمارهٔ ۴٢۶ز حالم نیست آگه کس که چون من
  5. شمارهٔ ۴٢٧ز دانای صانع مشو نا امید
  6. شمارهٔ ۴٢٨زمستان و پیری و بیحاصلی
  7. شمارهٔ ۴٢٩سر افاضل عالم امام عبدالحی
  8. شمارهٔ ۴٣٠شکر انعام حاتم ثانی
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.