پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٣۴٢

گفتیم بکوشش بتوان یافت در آفاق

یاری که توانیم همه عمر بهم بود

سر تا سر آفاق بگشتیم و ندیدیم

یاری که توان گفت که از اهل کرم بود

دیدیم سه یار از همه عالم که در ایشان

آئین صفا بود و دم صدق و قدم بود

یاری که بدست آمد و سر باخت شب و روز

واندر همه حالی بقدم بود قلم بود

و آن یار که بد همدم و دم زد ز سر صدق

صبح است که با ما همه دم در سر دم بود

و آن یار که با ما بوفا بود یکی دم

غیبت ننمود از دل سودا زده غم بود

گر معرفتت هست برون زین مطلب یار

تا عاقبت کار نباید به ندم بود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٣۴۴گر تو یادم کنی و ور نکنی
  2. شمارهٔ ٣۴۵گرم گردون گردان چند روزی
  3. شمارهٔ ٣۴۶گر کم به درت آیم معذور همی دارم
  4. شمارهٔ ٣۴٧گر بمثقال ذره ئی بد و نیک
  5. شمارهٔ ٣۴٨گر چه فرزندان جسمانی سه چارم هست لیک
  6. شمارهٔ ٣۴٩مرا دو یار جهاندیده و دو همزادند
  7. شمارهٔ ٣۵٠مرد دنیا طلب از غایت نادانی خویش
  8. شمارهٔ ٣۵١من ابن یمینم که چون طبع من
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.