پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢٠٧

اتفاقم شب دوشین بوثاقی افتاد

کاندرو بود حریفی صنمی حور نژاد

من و او بر صفت وامق و عذرا با هم

کرده از اول شب خلوت و عشرت بنیاد

ناگه آن چارده شب ماه بتم را در سر

هوس باختن یک ندبی نرد افتاد

مهره از کیسه برون کرد و بگسترد بساط

پنج تا خصل باوستادی خود طرحم داد

کعبتین را چو بمالید بسیمین کف دست

از دل طاسک پولاد برآمد فریاد

وه که در بازی فارد چه ظرافتها کرد

ذوق آنم نرود در همه عمر از یاد

من چو نقد دل و جانرا بنهادم پیشش

او زلب یکدو سه تا بوسه گروگان بنهاد

ده هزارش حیل و مکر بهر باختنی

بیشمارش نکت و غمز بهر نطق گشاد

گفتمش گر تو اشارت کنی امشب فردا

خانه گیرم بسر کوی تو ایحور نژاد

گفت سهل است ترا بر سر و چشمم جایست

گفتم ایماه خدا عمر طویلت بدهاد

در سبکباری منصوبه ندیدم مثلش

در همه عرصه آفاق ندیم و استاد

تا بدان دم که بزد داو و تمامی وا برد

کافرین بر هنر و بازو و بر دستش باد

مدتی بود که تا ابن یمین بود ملول

شب دوشین گره بسته ز کارش بگشاد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢٠٩اصلت ایدل چو ز خاکست بلندی مطلب
  2. شمارهٔ ٢١٠ایخداوند ایکه از رفعت همای همتت
  3. شمارهٔ ٢١١ای شه کامران وجیه الدین
  4. شمارهٔ ٢١٢آسمان قدر وزیرا چو تو بر روی زمین
  5. شمارهٔ ٢١٣ایخسرویکه خسرو سیارگان سزد
  6. شمارهٔ ٢١۴ایدل مدار چشم کرم ز اهل روزگار
  7. شمارهٔ ٢١۵آمد مه صیام که بر آصف زمان
  8. شمارهٔ ٢١۶اهل دنیا سه فرقه بیش نیند
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.