پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٢٠۶

ای دل از احداث روزگار نگردی

بد کنش و زشتخو که نیک نباشد

مست خرابات عشق را بملامت

سنگ مزن بر سبو که نیک نباشد

در پس آزادگان بهیچ طریقی

پیش کسان بد مگو که نیک نباشد

گر بدیئی بیند از تو کس که مبیناد

زود دلش را بجو که نیک نباشد

یار کهن را بهیچ رو مده از دست

بهر حریفان نو که نیک نباشد

با همگان باش یکزبان و مگردان

رشته وحدت دو تو که نیک نباشد

هر که بداند که بد چگونه قبیح است

هیچ نیاید ازو که نیک نباشد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٢٠٨ایدل ایام مستیت بگذشت
  2. شمارهٔ ٢٠٩اصلت ایدل چو ز خاکست بلندی مطلب
  3. شمارهٔ ٢١٠ایخداوند ایکه از رفعت همای همتت
  4. شمارهٔ ٢١١ای شه کامران وجیه الدین
  5. شمارهٔ ٢١٢آسمان قدر وزیرا چو تو بر روی زمین
  6. شمارهٔ ٢١٣ایخسرویکه خسرو سیارگان سزد
  7. شمارهٔ ٢١۴ایدل مدار چشم کرم ز اهل روزگار
  8. شمارهٔ ٢١۵آمد مه صیام که بر آصف زمان
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.