پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قصاید

شمارهٔ ١٢٣ - قصیده در مدح نظام الدین یحیی کرابی

ای داور زمانه و فرمانده زمین

سلطان نظام ملت و دین شاه راستین

هستی تو تاج سرور شاهان روزگار

و اورنگ خسروی ز تو شد باز شه نشین

هر بامداد بهر شرف بنده وش نهند

برخاک در گهت شه سیارگان جبین

از حیز عدم بسوی عرصه وجود

از شوق بندگیت بسر میدود جنین

شاهان نهاده بر در تو سر بر آستان

تا دولت تو کرده برون دست از آستین

لاف برابری نزند با تو خصم از آنک

طعم شرنگ را نبود ذوق انگبین

شادند عالمی ز تو ز آنسان که کس نیافت

در کاینات غیر عدوی تو یک حزین

از خجلت روایح خلقت سیاهروی

گشتست نافه در بدن آهوان چین

در عالم از مکارم اخلاق تو نماند

چین در جبین هیچکس الا که در قسین

از کام شیر با نفس خلق تو شوند

همچون ز ناف آهوی چین خلق نافه چین

نوشین روان و حاتم اگر در زمان تو

بار دگر نهند قدم بر سر زمین

چون بر سخا و عدل تو یابند اطلاع

ورد زبان هر دو نباشد جز آفرین

زر را امان ز دست سخای تو کی بود

از سنگ خاره گر چه که حصنی کند حصین

چون خاتم آنکه دست تو یکبار بوسه داد

بر تخت زر نشست همه عمر چون نگین

گرگان دزد پیشه بدوران عدل تو

در حفظ گوسفند چو سگ گشته اند امین

ای آنکه بارها بگه رزم یافتند

از نوک نیزه تو سران داغ بر سرین

سازد کمان ز قوس قزح وز شهاب تیر

چون بر عدوی تو بگشاید فلک کمین

صیت مکارم تو که بادا زمین نورد

در طاس زرنگار سپهر افکند طنین

چون ابلق فلک نسزد بارگیت را

غیر از مجره تنگ برو از هلال زین

شاها سپهر اگر چه که فرقی نمینهد

اندر میان اهل هنر گاه بهگزین

لیکن از آن چه باک چو دانی بوقت کار

چونست شیر پرده و چون ضیغم عرین

ابناء جنسم ار چه که هستند با یسار

اما یسار باز ندانند از یمین

گر زر ندارد ابن یمین ز آن چه غم خورد

دارد بیمن مدحت تو گوهر ثمین

ورهم بسوی زر کندش خاطر التفات

یابد بسعی جود تو آن نیز بعد ازین

تا در پناه سایه جود تو سا کنم

سهل است با من ار فلک دون بود بکین

تصدیع دادمت بکرم عفو کن زمن

تا بر دعات ختم کنم بیت آخرین

تا حور عین مقام بخلد برین کنند

بادا چو خلد بزمگهت پر ز حورعین

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ١٢۵ - وله ایضاً در مدح تاج الدین علی سربداریچون شد سعادت ابدی یار ملک و دین
  2. شمارهٔ ١٢۶ - ایضاً له در مدح نجم الدین عبدالعلیدوش وقت صبحدم از لطف رب العالمین
  3. شمارهٔ ١٢٧ - ایضاً له در مدح نظام الدین یحییساقی بیار باده که چون خلد شد چمن
  4. شمارهٔ ١٢٨ - قصیده در مدح تاج الدین علی سربداریمرا دولت بشارت داد و گفت آمد زمان آن
  5. شمارهٔ ١٢٩ - وله ایضاً در مدح طغایتمورخانمنت خدای را که علی غفله الزمان
  6. شمارهٔ ١٣٠ - ایضاً له در مدح علاءالدین محمدمرا که هست زبان تیغ آبدار سخن
  7. شمارهٔ ١٣١ - ایضاً قصیده در مدح وجیه الدین مسعودندانم صبغه الله است یا گلگون شرابست این
  8. شمارهٔ ١٣٢ - ایضاً له در مدح ملک شمس الدین محمدنوجوان شد گاه پیری دولت ابن یمین
همه‌ی قصاید ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.