پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

اشعار عربی

شمارهٔ ۶٣ - ترجمه

ای آنکه میبرد بسفر ناقه ترا

محکم نهاد و گشته سولهاش لعل فام

چون از در سؤال در آئی بحق حق

برگوی چون شد انجمن از جمع با نظام

کای بهترین هر که سواره و پیاده رفت

بالای خاک چون بشمار آورند نام

بت را شکست از تو و از تست راه راست

وز تست منجلی شده از حال ما ظلام

از ما مگیر بار شفاعت بروز حشر

اینست و بس نهایت مطلوب و السلام

ادامه‌ی اشعار عربی

  1. شمارهٔ ۶۵ - ایضاًالهی انت خلاق البرایا
  2. شمارهٔ ۶۶ - ایضاًتزهدت فی الدنیا الدنیه کلها
  3. شمارهٔ ۶٧ - ملمعاذا عانقت للتودیع سلمی
  4. شمارهٔ ۶٨ - ایضاًعاشقان دیدار جانان خواستند
  5. شمارهٔ ۶٩ - ایضاً قطعهایا ای کریم الناس ان کنت تبتغی
  6. شمارهٔ ٧٠ - ترجمهقدوه اهل فضائل زبده آزادگان
  7. شمارهٔ ٧١ - ملمعقد اشرقت القلوب بالانوار
  8. شمارهٔ ٧٢ - ایضاًاذ سیلت السحب سجال المطر
همه‌ی اشعار عربی ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.