پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۶ - آغاز داستان

این طرفه حکایتی‌ست بشنو

وز عشق روایتی‌ست بشنو

گویند که گشت نوجوانی

سرگشتۀ مهر دلستانی

عشق رخ آن نگار سرمست

بربود عنان عقلش از دست

می‌برد به سر در این غم ایام

یک لحظه نمی‌گرفت آرام

می‌سوخت در آتش فراقش

می‌ساخت به درد اشتیاقش

چون بلبل مست هر سحرگاه

می‌کرد هزار ناله و آه

با درد نشسته روز و شب شاد

از بود وجود خویش آزاد

فارغ ز ریا و خودپرستی

کارش همه بی‌خودی و مستی

خط بر سر حرف خود کشیده

پیوند ز غیر او بریده

از مشغلۀ وجود فارغ

از بند زیان و سود فارغ

مجنون‌صفت از فراق لیلی

از هر مژه‌ای گشاده سیلی

گه جامه صبر چاک کردی

گه نالۀ دردناک کردی

گه با دد و دام آرمیدی

از خلق چو وحشیان رمیدی

از صحبت عشق زار گشته

آشفته و بی‌قرار گشته

دل در سر کار عشق کرده

جان نیز نثار عشق کرده

از فرقت آن مه دل‌افروز

در غصه گذاشتی شب و روز

القصه به جان رسید کارش

وز دست برفت روزگارش

چون هیچ کسش نبود محرم

جز باد صبا ندید همدم

با باد زبان راز بگشاد

گفت ای دل و جان من به تو شاد

ای روح مشام دردمندان

بوی تو انیس مستمندان

ای محرم عاشقان مسکین

وی همدم بی‌دلان غمگین

ای چهره‌فروز شاهد گل

وی حلقه‌گشای زلف سنبل

اطراف چمن معطر از تو

بیداری چشم عبهر از تو

مشاطۀ نوعروس گلزار

جان‌بخش چو بوی زلف دلدار

عیسی‌دمی و رسول صادق

در راه محبتی موافق

کس چون تو پیام عشق‌بازان

هرگز نبرد به دل‌نوازان

عمری‌ست که در هوای آنم

تا قصۀ خویش بر تو خوانم

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۸ - نامۀ اول از زبان عاشقگو ای مه آسمان خوبی
  2. بخش ۹ - غزلکای دل شده مبتلای عشقت
  3. بخش ۱۰ - فرددر عشق تو دل ز دست دادم
  4. بخش ۱۱ - تمامی سخنعشق تو گشود آبم از چشم
  5. بخش ۱۲ - رفتن باد صبا و پیغام بردنچون باد صبا از آن غم‌اندوز
  6. بخش ۱۳ - نامۀ دوم از زبان معشوقکای هرزه‌درای بادپیمای
  7. بخش ۱۴ - غزلدر عشق به جز بلا ندیدند
  8. بخش ۱۵ - فرداین راه نکرد هیچ کس طی
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.