پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۱۱ - تمامی سخن

عشق تو گشود آبم از چشم

عشق تو ربود خوابم از چشم

گفتم که درون پردۀ جان

راز تو کنم ز غیر پنهان

شد فاش میان مردم این راز

از چهرۀ زرد و اشک غماز

اکنون چه کنم چه چاره سازم

کز پرده برون فتاد رازم

از عشق تو بی‌قرارم ای دوست

فریادرسی ندارم ای دوست

رحم آر که بی‌دل و اسیرم

جز لطف تو نیست دستگیرم

تا طاقت صبر کردنم بود

تاب غم و غصه خوردنم بود

خوردم غم عشق و صبر کردم

و آگاه نشد کسی ز دردم

صبرم چو نماند در فراقت

وز حد بگذشت اشتیاقت

نزدیک تو ای مه دل‌افروز

این نامه نوشتم از سر سوز

شرح غم خویش با تو گفتم

حال دل ریش با تو گفتم

باشد که چو حال من بدانی

از روی وفا و مهربانی

سر با من خسته‌دل درآری

کامم ز وصال خود برآری

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۱۳ - نامۀ دوم از زبان معشوقکای هرزه‌درای بادپیمای
  2. بخش ۱۴ - غزلدر عشق به جز بلا ندیدند
  3. بخش ۱۵ - فرداین راه نکرد هیچ کس طی
  4. بخش ۱۶ - تمامی سخناین فکر مخالف از کجا خاست
  5. بخش ۱۷ - آمدن صبا از نزد معشوق و خبر آوردن به عاشقچون باد صبا از آن پری‌وش
  6. بخش ۱۸ - نامۀ سوم از زبان عاشقگو ای رخت اوج حسن را ماه
  7. بخش ۱۹ - غزلدردا که دلم اسیر غم شد
  8. بخش ۲۰ - فرددارم ز غم تو ای پری‌وش
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.