پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۱۳ - نامۀ دوم از زبان معشوق

کای هرزه‌درای بادپیمای

وی شیفته‌رای بی سروپای

از خیل که‌ای تو را چه نام است

کاندر سرت این خیال خام است

جای تو کدام سرزمین است

گمره شده‌ای؛ رهت نه این است

مقصود تو چیست از کجایی

در دام غم که مبتلایی

سودای که در سرت فتاده‌است

این داغ که بر دلت نهاده‌است

از جام محبت که مستی

دل در خم طرۀ که بستی

مهر که فکند در دلت جوش

سودای که برد از سرت هوش

از شوق که گشته‌ای بدین‌سان

آشفته و بی‌دل و پریشان

از زلف کدام عنبرین خال

سودازده گشته‌ای بدین حال

خورشید رخ کدام مهوش

در خرمن هستی‌ات زد آتش

زین گونه بلا که ره به در نیست

برگرد که جز ره خطر نیست

کآنان که به عشق دل سپردند

هر چند که رنج بیش بردند

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۱۵ - فرداین راه نکرد هیچ کس طی
  2. بخش ۱۶ - تمامی سخناین فکر مخالف از کجا خاست
  3. بخش ۱۷ - آمدن صبا از نزد معشوق و خبر آوردن به عاشقچون باد صبا از آن پری‌وش
  4. بخش ۱۸ - نامۀ سوم از زبان عاشقگو ای رخت اوج حسن را ماه
  5. بخش ۱۹ - غزلدردا که دلم اسیر غم شد
  6. بخش ۲۰ - فرددارم ز غم تو ای پری‌وش
  7. بخش ۲۱ - تمامی سخنای فکر محالت از کجا خاست
  8. بخش ۲۲ - پیغام آوردن صبا از زبان عاشقزو باز چو باد نوبهاری
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.