پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۲۱ - تمامی سخن

ای فکر محالت از کجا خاست

فکری نکنی که این چه سوداست

آن دم که صبا به فال فرخ

آمد ز بر تو ای پری‌رخ

جان را ز فرح به باد دادم

بر دل در خرمی گشادم

گفتم مگر ای بت خطایی

بر من نکشی خط جدایی

چون نامۀ شوق من بخوانی

بر من قلم جفا نرانی

در خط مشوی و رخ نمایی

وز بند غمم دهی رهایی

چون نامه پر از وفا نپیچی

در سرکشی و جفا نپیچی

آگه شوی از درون ریشم

دل شاد کنی به وصل خویشم

لیکن چو پیام تو شنیدم

و آن سرکشی و عتاب دیدم

دیدم که سر وفا نداری

میلی به من گدا نداری

چون خامه برآمد از سرم دود

خوناب دلم ز دیده بگشود

کردم چو خط تو ای ستمگر

از دست غم تو خاک بر سر

تا چند به سر دوم چو خامه

یک روز بخوان مرا چو نامه

بگشای دلم چو خامه از بند

با وصل دهم چو نامه پیوند

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۲۳ - نامۀ چهارم از زبان معشوقگو ای شده از ره خرد دور
  2. بخش ۲۴ - غزلاز ما طمع وصال داری
  3. بخش ۲۵ - فردوصلم نشود تو را میسر
  4. بخش ۲۶ - تمامی سخنای گمره دل ز دست داده
  5. بخش ۲۷ - با آمدن صبا از نزد معشوقچون باد شنید این از آن ماه
  6. بخش ۲۸ - نامۀ پنجم از زبان عاشقگو ای بت مهوش دل‌آرام
  7. بخش ۲۹ - غزلدر غصه هجر اگر بمیرم
  8. بخش ۳۰ - فردبرمن در وصل خویش بگشای
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.