پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۲۳ - نامۀ چهارم از زبان معشوق

گو ای شده از ره خرد دور

گشته به هوای خویش مغرور

پیداست ز نامه و پیامت

کافتاده‌ای از ره سلامت

گر هست هوای مات در سر

بادت به کف است و خاک بر سر

گرد سر کوی ما چه گردی؟

بنشین که نه مردِ این نبَردی

گر باد شوی نیابی‌ام گَرد

بیهوده مکوب آهنِ سرد

کس را نرسد به وصل ما دست

کی ذره به آفتاب پیوست؟

مقصود تو مقصدی‌ست بس دور

عاقل شود از چنین هوس دور

کس عکس جمال ماندیده‌ست

کس نقش خیال ما ندیده‌ست

مِهر رخ ما ز دل به در کن

وز غمزهٔ مستِ ما حذر کن

چون نیست حدیث عشق بازی

بگذار حدیث عشق‌بازی

شاخی منشان که آخر کار

جز خون دلت نیآورد بار

گر تو ز خیال باطل خویش

در جستن حل مشکل خویش

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۲۵ - فردوصلم نشود تو را میسر
  2. بخش ۲۶ - تمامی سخنای گمره دل ز دست داده
  3. بخش ۲۷ - با آمدن صبا از نزد معشوقچون باد شنید این از آن ماه
  4. بخش ۲۸ - نامۀ پنجم از زبان عاشقگو ای بت مهوش دل‌آرام
  5. بخش ۲۹ - غزلدر غصه هجر اگر بمیرم
  6. بخش ۳۰ - فردبرمن در وصل خویش بگشای
  7. بخش ۳۱ - تمامی سخندردا که دل از غمت بفرسود
  8. بخش ۳۲ - پیغام بردن صبا نزد معشوقچون باد نسیم نوبهاری
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.