پرش به محتوای اصلی
نجم‌الدین رازی

رباعیات

شمارهٔ ۵۶

از عشق مهی چو برلب آمد جانم

گفتم بکنی به وصل خود درمانم

گفتا اگرت وصال ما می باید

رو هیچ ممان تو تا همه من مانم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۵۸شمع است رخ خوب تو پروانه منم
  2. شمارهٔ ۵۹ز آن باده نخورده ام که هشیار شوم
  3. شمارهٔ ۶۰ما شیر و می عشق تو با هم خوردیم
  4. شمارهٔ ۶۱تا ظن نبری که ما ز آدم بودیم
  5. شمارهٔ ۶۲ماییم ز خود وجود پرداختگان
  6. شمارهٔ ۶۳شاها بر تو به تحفه صد جان بردن
  7. شمارهٔ ۶۴در بحر عمیق غوطه خواهم خوردن
  8. شمارهٔ ۶۵فردا که مقدسان خاکی مسکن
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی نجم‌الدین رازی

نجم‌الدین رازی با نام کامل‌ترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجم‌الدین دایه یا نجم رازی، از چهره‌های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است. رسالهٔ عشق و عقل وی (معیار الصدق فی مصداق العشق) از ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.