پرش به محتوای اصلی
نجم‌الدین رازی

رباعیات

شمارهٔ ۱۴

آمد شب و بازگشتم اندر غم دوست

هم با سر گریه ای که چشمم را خوست

خون دلم از هر مژه کز پلک فروست

سیخی است که پاره ای جگر بر سر اوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۶درد تو ز هر محتضری خالی نیست
  2. شمارهٔ ۱۷با یار نواز غم کهن باید گفت
  3. شمارهٔ ۱۸هر شب به مثال پاسبان کویت
  4. شمارهٔ ۱۹ما را نه خراسان نه عراق است مراد
  5. شمارهٔ ۲۰غم با لطف تو شادمانی گردد
  6. شمارهٔ ۲۱شمع ار چه من داغ جدایی دارد
  7. شمارهٔ ۲۲عشق است که لذت جوانی ببرد
  8. شمارهٔ ۲۳هر دم ز وجود خود ملالم گیرد
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی نجم‌الدین رازی

نجم‌الدین رازی با نام کامل‌ترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجم‌الدین دایه یا نجم رازی، از چهره‌های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است. رسالهٔ عشق و عقل وی (معیار الصدق فی مصداق العشق) از ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.