پرش به محتوای اصلی
نجم‌الدین رازی

رباعیات

شمارهٔ ۱۳

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست

اجزای وجود من همه دوست گرفت

نامی است زمن بر من و باقی همه اوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۵گفتا: هر دل به عشق ما بینا نیست
  2. شمارهٔ ۱۶درد تو ز هر محتضری خالی نیست
  3. شمارهٔ ۱۷با یار نواز غم کهن باید گفت
  4. شمارهٔ ۱۸هر شب به مثال پاسبان کویت
  5. شمارهٔ ۱۹ما را نه خراسان نه عراق است مراد
  6. شمارهٔ ۲۰غم با لطف تو شادمانی گردد
  7. شمارهٔ ۲۱شمع ار چه من داغ جدایی دارد
  8. شمارهٔ ۲۲عشق است که لذت جوانی ببرد
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی نجم‌الدین رازی

نجم‌الدین رازی با نام کامل‌ترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجم‌الدین دایه یا نجم رازی، از چهره‌های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است. رسالهٔ عشق و عقل وی (معیار الصدق فی مصداق العشق) از ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.