پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۹

شوق تو به مشت پرم آتش زد و سر داد

پرواز من آیینهٔ امکان به شرر داد

از یک مژه شوقی که به آن جلوه ‌گشودم

بر هر بن مو حیرتم آغوش دگر داد

صد چاک زد آیینه ز جوهر به‌ گرببان

اظهارکمال اینقدرم داد هنر داد

ما بیخبران رنگ اثر باخته بودیم

از رفتن دل‌گرد خرام که خبر داد

شب مصرعی از خاطر من‌ گشت فراموش

حسرت چقدر یادم از آن موی کمر داد

ضبط نفسم قابل دیدار برآورد

آن ریشه که دل کاشته بود آینه برداد

زان صبح بناگوش جنون ‌کرد نسیمی

هر موج ازبن بحر گریبان به گهر داد

یک ذره ندیدم که به طاووس نماند

نیرنگ خیالت به هزار آینه پر داد

از بس عرق‌آلود تمنای تو مردم

چون ابر غبارم به هوا جبههٔ تر داد

عمری زتحیر زدم آیینه به صیقل

تا دقت فکرم مژه خواباند و نظر داد

بیدل چمنستان وفا داغ طرب بود

رنگم به شکستی زد و پرواز سحر داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲۱شب که توفان‌جوشی چشم ترم آمد به یاد
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۲چو ناله گرد نمودم اثر نمی‌تابد
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۳گذشت عمر و دل از حرص سر نمی‌تابد
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۴چنین کز تاب می گلبرگ حسنت شعله‌رنگ افتد
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۵به روی آن جهان جلوه‌، یک عالم نقاب افتد
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۶کسی که چون مژه عبرت دلیل روشنش افتد
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۷ادب چه چاره کند چون فضول افتد
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۸ز ننگ منت راحت به مرگم‌ کار می‌افتد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.