پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۸

شب که باد جلوه‌ات چشم خیالم آب داد

حیرت بی‌تابی‌ام آیینه بر سیماب داد

در محبت خودگدازی هم نشاط دیگر است

هر قدر دل آب‌ کردم یادم از مهتاب داد

با قضا غیر از ضعیفی پیش بردن مشکل است

پنجهٔ خورشید را نتوان به ‌کوشش تاب داد

تا کی از وضع حسد خواهی مشوش زیستن

عافیت بر باد دادن را نباید آب داد

چین ابرو, رنگ موج امن را درهم شکست

تنگ‌چشمی خار و خس در دید‌هٔ گرداب داد

تا توانی لب فروبند از فسون ما و من

رشته بی‌ساز است نتوان زحمت مضراب داد

گر همه در بزم خاک تیره بارت داده‌اند

سایه‌وار از کف نشاید دامن آداب داد

غفلت هستی‌ست اینجا، ساز بیداری ‌کجاست

همچو مخمل بایدم تا مرگ داد خواب داد

شش جهت راه من از گرد تظلم بسته شد

بر در دل می‌برم از مطلب نایاب داد

پاس ناموس وفایم دل به درد آورده است

پیش خود باید جواب خاطر احباب داد

بیدل از لعلش به چندین رنگ محو حسرتم

این نمکدان داد آرامم به چشم خواب داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲۰داد عشق از بی‌نیازی درس طفلانم به یاد
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۱شب که توفان‌جوشی چشم ترم آمد به یاد
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۲چو ناله گرد نمودم اثر نمی‌تابد
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۳گذشت عمر و دل از حرص سر نمی‌تابد
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۴چنین کز تاب می گلبرگ حسنت شعله‌رنگ افتد
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۵به روی آن جهان جلوه‌، یک عالم نقاب افتد
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۶کسی که چون مژه عبرت دلیل روشنش افتد
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۷ادب چه چاره کند چون فضول افتد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.