پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۰

برق با شوقم شراری بیش نیست

شعله طفل نی‌سواری بیش نیست

آرزوهای دو عالم دستگاه

ازکف خاکم غباری بیش نیست

چون شرارم یک نگه عرض است و بس

آینه اینجا دچاری بیش نیست

لاله وگل زخمی خمیازه‌اند

عیش این‌گلشن خماری بیش نیست

تا به‌کی نازی به حسن عاریت

ما و من آیینه‌داری بیش نیست

می‌رود صبح و اشارت می‌کند

کاین‌گلستان خنده‌واری بیش نیست

تا شوی آگاه فرصت رفته است

وعدهٔ وصل انتظاری بیش نیست

دست از اسباب جهان برداشتن

سعی‌گر مرد است‌کاری بیش نیست

چون سحر نقدی‌که در دامان تست

گربیفشانی غباری بیش نیست

چند در بند نفس فرسودنست

محوآن دامی‌که تاری بیش نیست

صد جهان معنی به لفظ ماگم است

این نهانها آشکاری بیش نیست

غرقهٔ وهمیم ورنه این محیط

از تنک آبی‌کناری بیش نیست

ای شرر از همرهان غافل مباش

فرصت ما نیزباری بیش نیست

بیدل این‌کم‌همتان بر عز و جاه

فخرها دارند و عاری بیش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۲بزم تصور توکدورت ایاغ نیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۳وضع ترتیب ادب در عرصه‌گاه لاف نیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۴آستان عشق جولانگاه هر بیباک نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۵خلق را بر سرهر لقمه ز بس سرشکنی‌ست
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۶حایل عزم نفس‌گرد ره و فرسنگ نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۷جای آرام به وحشتکدهٔ عالم نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۸دیده‌ای راکه به نظاره دل محرم نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۹عزت ‌و خواری دهر آن همه دور از هم نیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.