پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۲

بزم تصور توکدورت ایاغ نیست

یعنی چو مردمک شب ما بی‌چراغ نیست

سرگشتگان با نقش قدم خط‌کشیده‌اند

در کارگاه شعلهٔ جواله داغ نیست

جیب نفس‌شکاف چه خلوت چه انجمن

از هیچ‌کس برون غبارت سراغ نیست

گل دربریم وباده به ساغر ولی چه سود

در مشرب خیال‌پرستان دماغ نیست

تا زنده‌ای همین به تپش ساز و صبرکن

ای بیخبر، نفس سروبرگ فراغ نیست

از برگ و ساز عالم تحقیق ما مپرس

عمری‌ست رنگ می‌پرد وگل به باغ نیست

بیدل جنون ما به نشاط جهان نساخت

مهتاب پنبه دارد و منظور داغ نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۴آستان عشق جولانگاه هر بیباک نیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۵خلق را بر سرهر لقمه ز بس سرشکنی‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۶حایل عزم نفس‌گرد ره و فرسنگ نیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۷جای آرام به وحشتکدهٔ عالم نیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۸دیده‌ای راکه به نظاره دل محرم نیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۹عزت ‌و خواری دهر آن همه دور از هم نیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۰تعین جز افسون اوهام نیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۱چو صبحم دماغ می‌آشام نیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.