پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۶

حیرت‌دمیده‌ام گُلِ داغم بهانه‌ای‌ست

طاووسِ جلوه‌زارِ تو، آیینه خانه‌ای‌ست

غفلت‌نوایِ حسرتِ دیدار نیستم

در پردهٔ چکیدنِ اشکم ترانه‌ای‌ست

دردسر تکلف مشاطه برطرف

موی میانِ ترک مرا بهله شانه‌ای‌ست

حسرت‌کمینِ وعدهٔ وصلی‌ست حیرتم

چشمِ به‌هم‌نیامده‌، گوشِ فسانه‌ای‌ست

ضبطِ نفس، نویدِ دلِ جمع می‌دهد

گر فال‌، کوتهی زند این ریشه دانه‌ای‌ست

زین‌ بحر تا گهر نشوی نیست رَستنت

هر قطره را به خویش رسیدن‌ کرانه‌ای‌ست

مخصوص نیست‌ کعبه به تعظیمِ اعتبار

هرجا سری به‌ سجده رسید آستانه‌ای‌ست

آنجا که زه کنند کمان‌های امتیاز

منظورِ این و آن نشدن هم نشانه‌ای‌ست

در یادِ عمرِ رفته دلی شاد می‌کنم

رنگِ پریده را به خیال آشیانه‌ای‌ست

بیدل ز برقِ وحشتِ آزادی‌ام مپرس

این شعله را برآمدن از خود زبانه‌ای‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۸ادب نه‌کسب عبادت نه سعی حق‌طلبی‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۹به محفلی‌که دل آیینهٔ رضاطلبی‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۰زین دو شرر داغ دل هستی ما عبرتیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۱ساز تو کمین نغمهٔ بیداد شکستی‌ست
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۲غم فراق چه و حسرت وصال تو چیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۳فکر آزادی به این عاجز سرشتیها تریست
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۴حضورکلبهٔ فقر از تکلفات بری‌ست
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۵خودنماییها کثافت جوهریست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.