پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۸۳

در دلی اما به قصد اشکم افسون می‌کنی

سر ز جیب صد هزار آیینه بیرون می‌کنی

جز تغافلهای نازت دستگاه ناله چیست

مصرع چندی‌ که من دارم تو موزون می‌کنی

با حنا ربطی ندارد اشک استغنای ناز

می‌نهی پا بر دل پرخون و گلگون می‌کنی

خاک اگر صد رنگ گرداند همان خاک است و بس

یک زمانم ‌کرد سرگردان‌ که ‌گردون می‌کنی

گر به این ساز است آهنگ تغافلهای ناز

جوهر آیینه را زنجیر مجنون می‌کنی

فطرت از تاب سر مویی محرف می‌خورد

در وفا گر یک قدم کج می‌روی خون می‌کنی

هر ‌قد‌ر سعی زبانت پرفشان گفت‌وگوست

عافیت می‌روبی و از خانه بیرون می‌کنی

ماهی بحر حقیقت تشنهٔ قلاب نیست

هرزه بر زانو سرت را نقطهٔ نون می‌کنی

دعوی نازک‌خیالی‌، چشم‌زخم فطرت‌ست

بیخبر خاموش موی چینی افزون می‌کنی

بیدل از فهم کلامت عالمی دیوانه شد

ای جنون‌انشا دگر فکر چه مضمون می‌کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۸۵معراج ماست پستی‌، اقبال ما زبونی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۸۶بازم به جنون زد هوس طرح زمینی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۸۷به هستی از گداز انفعالم نیست تسکینی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۸۸صد رنگ نقش بستیم در یاد گل‌جبینی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸۹اگر سیر زمین داری وگر افلاک می‌بینی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹۰عمر سبک عنان ‌کجاست از نظرم تو می‌روی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۹۱ای نم اشک هوس مایل مژگان نشوی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۹۲تا محرم طبیعت بلبل نمی‌شوی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.