پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۴۶

دور از بساط وصل تو ماییم و دیده‌ای

چون شمع کشته داغ نگاه رمیده‌ای

شد نو بهار و ما نفشاندیم گرد بال

در سایهٔ گلی به نسیم وزیده‌ای

ما حسرت انتخاب صباییم از محیط

کنج دلی و یک نفس آرمیده‌ای

در حیرتم به راحت منزل چسان رسد

راهی به چشم آبلهٔ پا ندیده‌ای

محمل کشان عجز رسا قطع کرده‌اند

صد دشت وره امید، به پای بریده‌ای

اشکم نیاز محفل ناز تو می‌کشد

آیینه داری از دل حسرت چکیده‌ای

آخر به پاس راز وفا تیغها کشید

چون صبح بر سرم نفس ناکشیده‌ای

دارم دلی به صد تپش آهنگی جنون

یک اشک وار تا به چکیدن رسیده‌ای

می‌بایدم ز خجلت اعمال زیستن

نومیدتر ز زنگی آیینه دیده‌ای

بیدل ز کشتزار تمناست حاصلم

تخم دلی به سعی شکستن دمیده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴۸ماییم و گرد هستی حرمان دمیده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۴۹کجا خلوت و انجمن دیده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۵۰بر اوج بی‌نیازی اگر وارسیده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۵۱داد عجز ما ندهد سعی هیچ مشغله‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۵۲بی‌تو دل در سینه‌ام دارد جنون افسانه‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۵۳ای لعبت تحیر! نور چه آفتابی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۵۴عرق ربز خجالت می‌گدازد سعی بیتابی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۵۵آه‌ که با دلم نبست عهد وفاق الفتی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.