پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۴۳

افسانهٔ وفایی اگر گوش کرده‌ای

یادم کن آنقدر که فراموش کرده‌ای

لعلت‌خموش و دل هوس‌انشای صد سؤال

آبم ز شرم چشمهٔ بیجوش کرده‌ای

خیمازهٔ خیال تسلی کنار نیست

ای موج اختراع چه آغوش‌ کرده‌ای

دل نیست گوهری که به خاکش توان نهفت

آیینه است آنچه نمدپوش کرده‌ای

موی سپید پنبهٔ گوش کسی مباد

در خواب‌، سیر صبح بناگوش کرده‌ای

لغزیده برجهات پریشان‌نگاهیت

خطی دگر شد آنچه تو مغشوش ‌کرده‌ای

جزو هم چون حباب ندانم چه بار داشت

خم گشتنی که آبلهٔ دوش کرده‌ای

گر شغل هستی تو همین سعی نیستی است

امروز خواهی آنچه کنی دوش کرده‌ای

زین بیش و کم نفس به تخیل شمرده گیر

فرداست کاین حساب فراموش کرده‌ای

تصویر شمع‌، محرم سوز و گداز نیست

در ساغرت می است که کم نوش کرده‌ای

بیدل دلت به نور حضوری نبرد راه

ای بی‌خبر چراغ که خاموش کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴۵به وحشت نگاهی چه خو کرده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۴۶دور از بساط وصل تو ماییم و دیده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۴۷شده عمرها که نشانده‌ام به کمین اشک چکیده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۴۸ماییم و گرد هستی حرمان دمیده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۴۹کجا خلوت و انجمن دیده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۵۰بر اوج بی‌نیازی اگر وارسیده‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۵۱داد عجز ما ندهد سعی هیچ مشغله‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۵۲بی‌تو دل در سینه‌ام دارد جنون افسانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.