پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲۰

چون سبحه یک دو روز که با هم نشسته‌ایم

از یکدگر گسسته فراهم نشسته‌ایم

باز است چشم ما به رخ انجمن چو شمع

اما در انتظار فنا هم نشسته‌ایم

هر چند طور عجز به غیر از صواب نیست

زحمت‌کشی خیال خطا هم نشسته‌ایم

دود سپند مجلس تصویر حیرت است

هر چند گل کنیم صدا هم نشسته‌ایم

غافل نه‌ایم از غم درماندگان خاک

چندی چو آبله ته پا هم نشسته‌ایم

نا قدردان راحت عریان تنی مباش

گاهی برون بند قبا هم نشسته‌ایم

خواب غرور مخمل و دیبا ز ما مخواه

بر فرش بوریای گدا هم نشسته‌ایم

دارد دماغ تخت سلیمان غبار ما

بی پا و سر به روی هوا هم نشسته‌ایم

دود چراغ محفل امکان بهانه‌جوست

در راه باد ما و شما هم نشسته‌ایم

آسایشی به ترک مطالب نمی‌رسد

در سایه‌های دست دعا هم نشسته‌ایم

گر التفات نقش قدم شیوهٔ حیاست

بر خاک آستان تو ما هم نشسته‌ایم

بیدل به رنگ توأم بادام ما و تو

هر چند یک دلیم جدا هم نشسته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲۲سطری اگر ز وضع جهان وانوشته‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲۳چون قلم راه تجرد بس‌که تنها رفته‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۲۴گر در هوای او قدمی پیش رفته‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲۵چون غنچه در خیال تو هرگاه رفته‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۲۶یکدم آسایش به صد ابرام پیدا کرده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۲۷دیدهٔ انتظار را دام امید کرده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸با کف خاکستری سودای اخگر کرده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹دور هستی پیش از گامی تمامش کرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.