پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۱۳

نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم

به ‌حیرتم‌ که محبت چه می‌کند تعلیم

بیاکه منتظرانت چو دیدهٔ یعقوب

فضای کلبهٔ احزان گرفته‌اند به سیم

ز نسبت دهنت بسکه لذت اندود است

بهم دو بوسه زند لب دم تکلم میم

بغیر سجده ز سیمای عجز ما مطلب

جبین سایه و آیینه داری تسلیم

چه شد زبان تمنا خموش آهنگست

نگاه نامهٔ سایل بس است سوی‌کریم

به یاس گرد هوسهایم از نظر برخاست

نفس‌گداخته را رنگ می‌کند تعظیم

به رنگ پسته لب از جوش خون ندوخته‌ام

حذر که صورت منقار من دلی‌ست دو نیم

فتادگی همه جا خضر مقصد ضعفاست

عصای جاده همان می‌کشد خط تسلیم

عبث متاز که خونت به‌ خاک می‌ریزد

سرشک را قدم جرات خودست غنیم

پی حقیقت نیک و بد گذشته مگیر

خطوط وهم مپیما که‌ کهنه شد تقویم

ز شور وحدت و کثرت به درد سر نروی

حدیث ذره و خورشید مبحثی است قدیم

مرو به صومعه کانجا نمی‌توان دیدن

به وهم خلد، جهانی گرفته کنج جحیم

در آن بساط که کهسار ناله پرداز است

غبار ماست هوس مردهٔ امید نسیم

غبار شمع به تاراج رنگ باخته رفت

متاع عاریت ما به هیچ شد تقسیم

درون پردهٔ هستی تردد انفاس

اشاره‌ای‌ست که اینجا مسافر است مقیم

دل گداخته مضمون گوهر دگر است

محیط آب شد اما نبست اشک یتیم

چو ابر دست به دامان اشک زن بیدل

مگر به ‌گریه برآید سیاهی‌ات ز گلیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۱۵پروانه شوم یا پر طاووس گشایم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۱۶تا حسرت سر منزل او برد ز جایم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۱۷نه وحدت سرایم نه‌کثرت نوایم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۱۸با عشق نه نامیست نه ننگم‌ که برآیم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۱۹رنگ پر ریختهٔ الفت گلزار توایم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۲۰چون سبحه یک دو روز که با هم نشسته‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲۱بر سینه داغ‌های تمنا نوشته‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۲۲سطری اگر ز وضع جهان وانوشته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.