پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۷

عمری‌ست قیامتکدهٔ گردش حالم

چون آینه مینای پریزاد خیالم

حسرت ثمر نشو و نمایم چه توان‌ کرد

سر تا به قدم چون مژه یک ریشه نهالم

آیینهٔ من ریختهٔ رنگ ملالی‌ست

بالیدهٔ چینی چو مه از چین هلا‌لم

بیرنگی‌ام از شوخی اظهار مبراست

در آینه هم آینه‌ کافیست مثالم

معموره سوادش خط تسخیر جنون نیست

الفت قفس سایهٔ مژگان غزالم

ای تشنه سراغ اثرم سیر عدم‌ کن

در خلوت اندیشهٔ خاکست سفالم

در پردهٔ خواب اینهمه توفان خیالست

نقشی نتوان یافت اگر چشم بمالم

خودبینی شخص آینهٔ ناز مثال است

بر خود نگهی تا من موهوم ببالم

در بزم و ساز طربم سخت خموش است

کو بخت سپندی‌که شوم داغ و بنالم

ساز سحرم قابل آهنگ نفس نیست

شاید به نسیمی رسد افشاندن بالم

بیدل نفسم سحر بیان خم زلفی است

آشفت جوابی که طرف شد به سؤالم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۴۹به این طاقت نمی‌دانم چه خواهد بود انجامم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۵۰چنین ز شرم‌ که‌ گردید سرنگون جامم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۵۱دوری بزمت در غم‌ و شادی، ‌گر کند این می قسمت جامم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵۲نشد از سعی تمکین وحشتی آسودگی رامم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۵۳چندین مژه بنشست رگ خواب به چشمم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۵۴از عزت و خواری نه امید است نه بیمم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵۵شکوه فقر ملک بی‌نیازی‌ کرد تسلیمم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۵۶تا کی ستم‌ کند سر بی‌مغز بر تنم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.