پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۲

ز حرف راحت اسباب دنیا پنبه درگوشم

مباد از بستر مخمل رباید خواب خرگوشم

شنیدن شد دلیل اینقدر بی‌صرفه‌ گوییها

زبان هم لال می‌گردید اگر می‌بود کر گوشم

حدیث عشق سر کن ‌گر علاج غفلتم خواهی

که این افسانه آتش دارد و من پنبه درگوشم

نواها داشت ساز عبرت این انجمن اما

نگردید از کری قابل تمیز خیر و شر گوشم

به رنگ چنبر دف آنقدر از خود تهی ‌گشتم

که سعی غیر می‌بندد صدای خویش درگوشم

سفیدی می‌کند از پنبه اینجا چشم امیدی

نوای عالم آشوبی ‌که دارد در نظر گوشم

به ذوق مژده وصل آنقدر بیتاب پروازم

که چون گل می‌تواند ریخت رنگ بال و پر گوشم

به درس بی‌تمیزی چند خون سعی می‌ریزم

چو شور عشق باید خواند افسونی به هرگوشم

ز ساز هر دو عالم نغمهٔ دلدار می‌جوشد

کدامین پنبه سیماب تو شد ای بیخبر گوشم

مگر آواز پایی بشنوم بیدل درین وادی

به رنگ نقش پا در راه حسرت سر بسر گوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۲۴قفای زانوی پیری مقیم خلوت خویشم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۲۵چراغ خامشم حسرت نگاه محفل خویشم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۲۶چنین آفت نصیب از طبع راحت دشمن خویشم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۲۷غبار عجز پروازی مقیم دامن خویشم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۲۸نه گر‌دون بلندی نی زمین پستی خویشم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۲۹در مکتب تأمل فارغ ز صوت و حرفم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳۰به صدگردون تسلسل بست دور ساغر عشقم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳۱از شوق تو ای شمع طرب بعد هلاکم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.